جدول محتوایی
منطقه عرضه و تقاضا به محل هایی گفته میشود که بیشترین حجم اوردرها، برای خرید یا فروش و خارج شدن از سهم آنجا قرار دارد. در این منطقه ها است که تصویه حساب های اصلی رخ میدهد بنابراین بیشترین استاپ ها همین جا زده میشود و بیشترین روندهای اصلی نیز از همین مناطق شروع میشود. ما در این مقاله به آموزش یادگیری پیدا کردن منطقه عرضه و تقاضا و همچنین نحوه استفاده از انها خواهیم پرداخت
اهمیت پیدا کردن منطقه عرضه و تقاضا
منطقه عرضه و تقاضا یکی از استراتژی های تکمیلی در تحلیل تکنیکال است. اهمیت پیدا کردن منطقه عرضه و تقاضا در نمودار بسیار بالاست، درست مثل سطوح حمایت و مقاومت که کمک میکند قیمت های حساس را پیدا کنید، در این مناطق نیز بیشترین واکنش های بازار رخ میدهد. عموما تغییر جهت ها در همین مناطق اتفاق می افتد. ساده ترین کاربرد استفاده از منطقه عرضه و تقاضا برای تنظیم استاپ لاس است. شما اگر استاپ خود را در جهت یک روند در چنین منطقه ای قرار دهید، ممکن است به سرعت استاپ شما زده شود اما بازار همان مسیر تحلیلی شما را طی کند. بنابر این شناسایی درست منطقه عرضه و تقاضا کمک میکند تا سطوح قیمتی با پتانسیل بالا و حتی خطرناک را پیدا کنید.
تفاوت بین حمایت و مقاومت با عرضه و تقاضا
معامله گران مبتدی شاید در ابتدا فکر کنند که منطقه عرضه و تقاضا همان حمایت و مقاومت است، درست است که ممکن است در برخی مواقع این دو با هم یکی باشند اما تفاوت های زیادی بین آنها وجود دارد. در واقع حمایت و مقاومت نقاط واکنش قیمت را نشان میدهند در حالی که نحواحی عرضه و تقاضا عموما مبدا شروع یک حرکت پرقدرت و شروع یک روند قوی را نشان میدهند. بازار به صورت کلی با عرضه و تقاضا حرکت میکند. زمانی که شما چنین منطقه ای را پیدا کنید عملا مانند این است که شروع یک روند را پیدا کرده اید. شناسایی حمایت و مقاومت بسیار ساده است اما منطقه عرضه و تقاضا عموما مخفی است و به این سادگی شناسایی نمیشود
.
برای مثال تصویر زیر نواحی رایج حمایت و مقاومت را نشان میدهد که نقاط چرخش قیمت را علامتگذاری کردهاند. بسیاری از معاملهگران هنگام استفاده از حمایت و مقاومت دچار مشکل میشوند، زیرا قیمت اغلب بهسرعت در این سطوح واکنش نشان میدهد و فرصت ورود مناسبی در اختیار نمیگذارد
.
از طرف دیگر، نواحی عرضه و تقاضا معمولاً حول ناحیهٔ تراکم (کُنسولیدیشن) پیش از یک حرکت قوی و انفجاری قیمت ترسیم میشوند. بعداً، هنگامی که قیمت دوباره به این نواحی بازمیگردد، معمولاً واکنشی مشابه از خود نشان میدهد.
در تصویر زیر میبینیم که وقتی قیمت در یک روند نزولی دو ناحیهٔ عرضه ایجاد کرد، در ادامه با لمس مجدد این نواحی دوباره به سمت پایین حرکت کرد
مطالب مرتبط
6 نکته مهم برای معاملهگری با نواحی عرضه و تقاض
برای اینکه بتوانید منطقه های عرضه و تقاضا را درک کرده و به درستی پیدا کنید و همچنین بتوانید به بهترین شکل ممکن از این منطقه ها استفاده کنید، ما 6 نکته مهم را به همراه تصویر به شما آموزش خواهیم داد:
1- نوسان (ولتیلیتی) متوسط
یک ناحیه تقاضای قوی عموما قبل از شکت (بریک اوت)های قدرتمند ایجاد میشود و نشان میدهد که قیمت بسیار فشرده و باریک شده است. اگر در محل بریک اوت سایه های زیاد و کندل های ضعیف و قیمت های رفت و برگشتس شدید یا بی نظمی را با نوسان زیاد مشاهده کنید، حتما آن منطقه یک منطقه تقاضا با احتمال موفقیت بالاست.
نکته: هرچقدر که ناحیه عرضه/تقاضا که قبل از شکست رخ میدهد فشرده تر و پر نوسان تر باشد، احتمال واکنش بعدی برای شروع روند بسیار بیشتر است. فقط برای ورود عجله نکنید چون عموما در شروع رسییدن بازار به یک منطقه عرضه و تقاضا، به سرعت استاپ ها با سایه های بلند زده میشود
.
نکته
پیش از شکلگیری یک ناحیهٔ تقاضا، قیمت معمولاً وارد یک محدودهٔ رنج افقی میشود (بر اساس تئوری وایکاف). محدودهٔ رنج دورهای است که در آن «بازیکنان بزرگ» یا همان اسمارتمانی بهتدریج سفارشهای بزرگ جمعآوری میکنند.
اگر پس از این مرحله، یک بریکاوت قوی از ناحیهٔ تقاضایی که بالای منطقهٔ انباشت شکل گرفته رخ دهد، نشاندهندهٔ یک ناحیهٔ تقاضای باکیفیت است، زیرا میتواند به معاملهگری نهادی و ورود بازیگران بزرگ اشاره داشته باشد.
2- ورود های سریع
برخی از نواحی عرضه و تقاضا انقدر نامتعدال و قوی هستند که زمان زیادی را در دوره فشردگی یا کنسولیدیشن باقی نمی مانند. همانطور که در تصویر زیر هم میبیینید بازار به سرعت حرکت میکند، یک مکس کوتاه دارد و دوباره با سرعت پیش میرود این مسئله نشان میدهد که تعادل کافی بیت خریداران و فروشندگان نیست و شما نیز نمیتوانید در حین حرکت وارد معامله شوید. اما معمولا بازار در چنین مواقعی دوباره به آن ناحیه بازخواهد گشت
.
همانطور که در تصویر زیر مشاهده میکنید، بازار برای جمع کردن اوردرهای خود به این منطقه برخواهد گشت، اوردرهای فروش را دوباره جمع میکند و به مسیر نزولی خود ادامه میدهد. اینجا دقیقاً جایی است که شما باید بتوانید در ادامه روند وارد بازار شوید
.
:
معاملهگری در مدل سناریوی بالا «Drop–Base–Drop» نامیده میشود. در این الگو، ناحیهٔ عرضه در دلِ یک فاز روند نزولی قوی شکل میگیرد. هرچه این فازهای “بِیس” یا توقف کوتاهتر باشند، روند نزولی کلی قویتر است.
3- اسپرینگ (Spring)
شناخت اسپرینگ ها نیز برای ورود از طریق نقاط عرضه و تقاضا بسیار حیاطی است. اسپرینگ درواقع اصلاحی است که در ان قیمت ابتدا در جهتی مخالف جهت بریک اوت بعدی حرکت میکند؛ اسپرینت ها مانند بریک اوت های فیک هستند و بیشت برای فریب معامله گران رخ میدهند، شاخصه اصلی آنها سایه های بلندشان است.
در سناریوی زیر، ناحیهٔ تقاضایی را میبینیم که درست قبل از آن، قیمت یک الگوی اسپرینگ نزولی تشکیل داده است. اسپرینگ، معاملهگر خرد را تحریک میکند تا وارد موقعیت فروش شود و عملاً دارایی خود را به اسمارتمانی بفروشد. حرکت صعودی شدید پس از اسپرینگ، معاملهگران خرد را در ضرر قرار میدهد و در همین فرایند ناحیهٔ تقاضا شکل میگیرد
.
4- خروج قدرتمند از ناحیه
گاهی بازار، به صورت ناحیه عرضه را ترک میکند و وارد یک روند بسیار شدید و قدرتمند میشود، همانطور که در مرحله 2 هم توضیح داده شده باید شما منتظر برگشت به ناحیه برای جمع کردن باقی اوردرها باشید. دقت کنید که هرچقدر حرکت شارپی تر و قوی تر باشد، به معنای آن است که ناحیه عرضه و تقاضا معتبر تر و قابل اطمینان تر است.
در مثال قبلی، ناحیهٔ تقاضا درست پیش از یک بریکاوت صعودی بسیار قدرتمند شکل گرفته بود. بنابراین، پیدا کردن نواحی عرضه و تقاضای خوب چندان دشوار نیست؛ کافی است هنگام تحلیل، تنها بهدنبال قویترین حرکات قیمت روی نمودار خود باشید

5- تازگی (Freshness)
اگر قصد دارید با استفاده از نواحی عرضه و تقاضا معامله کنید، باید مطمئن شوید که این ناحیه هنوز تازه است. به چه معنا، به معنای اینکه برگشت ها برای جمع کردن اوردرها رخ نداده است. چون اگر این اتفاق افتاده باشد عملا ممکن است اسمارت مانی از بازار تصویه کرده و خارج شده باشد وبازگشت دوباره به آن منطقه دیگر به معنای امکان ورود در جهت روند قبلی نباشد.
در نمودار، قیمت در سمت چپ و در دل ساختار «Rally–Base–Rally» یک ناحیهٔ تقاضای تازه ایجاد کرده است. هنگامی که قیمت برای اولین بار به این ناحیه بازگشت، روند نزولی قوی متوقف شد و کاملاً برگشت؛ که این نشاندهندهٔ قدرت معاملهگری بر اساس عرضه و تقاضا است.
6- فشار معاملهگران آماتور (Amateur Squeeze)
در چنین معاملاتی نباید پیرو معامله گران آماتور باشید. بیشتر آماتورها سعی میکنند در سطوح حمایت بخرند و در مقاومت ها بفروشند، این بزرگان بازار با ایجاد نوسان های شدید آنها را بازی میدهند، دچار استرس و سردرگمی میکنند تا بتوانند از ضرر آنها سود کنند.
بنابراین بهترین کار این است که قبل از ورود به معامله، منتظر تشکیل یک الگوی واضح قیمتی و نشانههای معتبر برگشت باشید.
در سناریوی زیر، قیمت به یک ناحیهٔ تقاضای تازه بازمیگردد. در ابتدا، قیمت کمی از ناحیهٔ تقاضا عبور میکند و چند سایهٔ بلند از این ناحیه رد میشود. معاملهگران آماتور احتمالاً با استاپران مواجه میشوند و با اینکه قیمت در نهایت در همان جهت مورد انتظارشان – دور شدن از ناحیهٔ تقاضا – حرکت خواهد کرد، بسیاری از معاملهگران آماتور در چنین مثالهایی باز هم ضرر میکنند
.
به همین دلیل توصیه میشود قبل از ورود به معامله، منتظر یک الگوی واضح برگشتی و یک بریکاوت صعودی از ناحیهٔ تقاضا باشید.
